1- هر روز 10 تا 30 دقيقه پيادهروي كرده و لبخند بر لب داشته
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 15:39  توسط محسن قربانی
|
این مقاله به چگونگی چرخه زندگی و حرکت آن به سمت جاده آرامش و زندگی شاد می پردازد.
آیا چرخ زندگی من خوب می چرخد ؟ این سئوالی است که هر چند یک بار از خود پرسیده ایم یا شاید سئوالی باشد که از یکدیگر می پرسیم اما شاید سوال مهم تر این است که چه عواملی را باید در جواب دادن به این سئوال مدنظر داشت .این مقاله به چگونگی چرخه زندگی و حرکت آن به سمت جاده آرامش و زندگی شاد می پردازد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 15:38  توسط محسن قربانی
|
ديشب رفتيم استخر، می خواستیم کفشارو تحويل بديم کليد بگیریم، طرف می گه شما هم کفش دارين؟؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ طرح حرم تا حرم بوده پابرهنه اومديم ثواب ببريم
شمع های ماشینم سوخته,رفتم تعمیرگاه...میپرسه عوضشون کنم؟؟
پـَـَـ نَ پـَـَــ فوتشون کن تا صد سال زنده باشی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 14:31  توسط محسن قربانی
|
آنچه که ميخوانيد رياضيات به سبک شيخ بهايي است که ازکتاب خلاصة الحساب شيخ بهايي که درسال 1311 قمري نوشته شده به فارسي برگردانده شده است اين کتاب شامل ده باب سي فصل در رياضيات پايه ؛نجوم ؛وسيارات ميباشد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 14:24  توسط محسن قربانی
|
چند روزی به آمدن عيد مانده بود.
بیشتر بچه ها غایب بودند، یا اکثرا رفته بودند به شهرها و شهرستان های خودشان یا گرفتار کارهای عید بودند اما استاد بدون هیچ تاخیری آمد سر کلاس و شروع کرد به درس دادن.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 5:33  توسط محسن قربانی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 5:30  توسط محسن قربانی
|

دو قطره آب كه به هم نزديك شوند، تشكيل يك قطره بزرگتر مي دهند اما دو تکه سنگ هیچگاه با هم یکی نمی شوند پس هرچه سخت تر و قالبی تر باشیم ،فهم دیگران برایمان مشکل تر، و در نتیجه امکان بزرگتر شدنمان نیز کاهش می یابد آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ، به مراتب سر سخت تر و در رسیدن به هدف خود لجوج تر و مصمم تر است سنگ پشت اولین مانع جدی می ایستد اما آب . . . راه خود را به سمت دریا می یابد در زندگی، معنای واقعی سرسختی، استواری و مصمم بودن را ، در دل نرمی و گذشت باید جستجو کرد
*گاهی لازم است كوتاه بيايی
*گاهی نمیتوان بخشید و گذشت... اما میتوان چشمان را بست و عبور کرد
*گاهی مجبور میشوی نادیده بگیری
*گاهی نگاهت را به سمت ديگر بدوز که نبینی
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 2:2  توسط محسن قربانی
|
مهربان و باگذشت
ساده و شفاف
پاک و خالص
با انعطاف و مدد رسان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 1:16  توسط محسن قربانی
|
گـاه گاهـی دل من می گیرد
بـیـشـتر وقـت غروب
آن زمان که خدا نـیـز پر از تـنـهایـیـست
من وضـو خواهم سـاخـت
از خـدا خواهم خواست که تو تـنها نشوی
و دلـت پر ز خوشی های دمادم باشد

چقدر دلم هوایت را می کند
حالا که دگر هوایم را نداری...!
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم تیر 1390ساعت 15:42  توسط محسن قربانی
|
پدر جان:
نامت را بر کتیبه ای از جنس عاطفه حک خواهم کرد
تا گواهی بر معصومیت تو باشد
عکست را در گلدانی از جنس عشق خواهم گذارد
تا بر بام باغ ملکوت غنچه دهد
آخرین سخنت را با برگی از لاله در کتابی از عطوفت خواهم نوشت
و شب هنگام یاد تو را به میهمانی خیال خواهم خواند
بی گمان با من سخن خواهد گفت که زندگی کوچکتر از مردمک چشم تو است.
بهاران با تو زیباست...
و فصل پاییز مرگ برگ های سبز را به تماشا می نشیند.
زمستان غم چشمان تو را به خاطر می آورد
آنگاه که پر از فریاد در سکوتی دلگیر
غریبانه بار سفر بستی و به دیار معشوق شتافتی.
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم تیر 1390ساعت 15:28  توسط محسن قربانی
|